حسن بن حسين شيعى سبزوارى
36
راحة الأرواح ( در شرح زندگانى ، فضائل و معجزات ائمه اطهار ( ع ) ) ( فارسي )
رسول اللّه ؛ گوسفندان را قصّهاى عجيب است . من در نماز بودم . گرگى درآمد و روى به گوسفندان من نهاد . گفتم : خداوندا ! نماز مىبايد گزارد و گوسفندان نگاه مىبايد داشت . اكنون نماز بر گوسفندان اختيار كردم . شيطان در خاطرم آورد كه اگر تو در نماز باشى ، گرگ در گوسفندان تو افتد و همه را هلاك كند و تو را در دنيا سبب معاش نماند . من شيطان را گفتم : توحيد خداى و ايمان به رسول و موالات برادرش ، سيّد خلقان [ پس از آن ] « 1 » ، على بن ابى طالب و موالات ائمهء طاهرين از فرزندانش و دشمنى با دشمنان ايشان بماند [ و اين مرا بس بود . ] « 2 » پس از اين هر چه در دنيا مرا فوت شود ، سهل و اندك بود و نماز مىكردم . گرگ بيامد و برّه بگرفت . شيرى را ديدم كه بيامد و بر گرگ حمله كرد و گرگ را به دونيم كرد و برّه را سر با گله داد و مرا آواز داد كه : يا ابا ذر ؛ نماز كن كه خداى تعالى مرا موكّل گوسفندان تو گردانيد تا كه تو از نماز فارغ شوى . من نماز بگزاردم . شير بماند و مرا گفت : به نزديك محمّد شو و وى را خبر ده كه خداى - عزّ و جلّ - گرامى گردانيد صاحب [ 9 - رو ] تو را كه شرع تو را نگاه مىدارد . شيرى را بر گوسفندان من موكّل كرد . ابو ذر اين بگفت . جماعتى كه نزديك رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - حاضر بودند ، تعجّب نمودند . رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرمود كه راست گفتى . يا ابا ذر ؛ من و على و فاطمه و حسن و حسين تو را بدين تصديق مىكنيم . بعضى از منافقان گفتند : اين اتّفاق است و مواطات « 3 » كه محمّد و ابو ذر با يكديگر كردند و مىخواهند كه ما را به غرور خود بفريبند . بيست مرد اتّفاق كردند و گفتند : ما به گلهء گوسفندان ابو ذر رويم و بنگريم چون در نماز ايستد كه شير نگاهبانى گوسفندان وى مىكند يا نه ؟ ايشان برفتند . ابا ذر را ديدند كه در نماز ايستاده و شيرى [ عظيم ] « 4 » برگرد گوسفندان وى طوف مىكرد و اگر گوسفندى از ميان گله بيرون شدى ، شير وى را با ميان گردانيدى تا ابو ذر از نماز فارغ شدى . پس شير گفت : يا ابا ذر ! گوسفندان خود تمام فراگير به عدد تما [ م و از آفت به سلامت ] « 5 » . پس آواز داد كه : اى جماعت منافقان ! كسى كه
--> ( 1 ) . م : ندارد . ( 2 ) . ق : ندارد . ( 3 ) . سازش ، بهم ساختن ، ساخت و پاخت . ( 4 ) . ق : ندارد . ( 5 ) . ق : ندارد .